![]() |
![]() |
|
| ٍُُیا زهرا |
|
عید نوروز مبارک
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم فروردین 1387ساعت 0:52 توسط احسان |
|
|
در جهان تا می توانی ساده و یک رنگ باش
قالی از صد رنگ بودن زیر پا افتاده است
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 22:55 توسط احسان |
|
یادمون باشه از هردستی بدیم از همون دست می گیریم پس اینقدر بزرگ باشیم که کلید قلبمون رو فقط به یکی بدیم یادمون باشه به هر کسی بعد از دو روز آشنایی نگیم تکیه گاهم هستی آخه رسم مردی اینه که تو دنیا یکی بیشتر تکیه گات نباشه چه واسه یه روز چه یه عمر چه اسمش دوست باشه چه خواهر و چه... یادمون باشه اگه تکیه گاه یه نفر شدی شجاعت اینو داشته باشی که تو سختیهاش وجودت رو براش بذاری. اگه این کارو کردی منتظر جواب نباش چون شاید بتونی از سختیهاش بگذری اما اگه اونی که واسش از جونت گذشتی رهات کرد و رفت خرد ميشی و ميشکنیی و آهسته ميميری. اگه کسی رو خیلی دوست داری و نمی خوای هیچ کس به گرد پاهاش برسه و همیشه تک فرشته آسمونیت باشی آبروش رو غرور خودت قرار بده این جوری اگه واسش کاری کنی توقع جواب نداری چون واسه غرور خودت کار کردی همیشه اینو بدون هر کسی اشتباه میکنه پس اگه کسی رو که دوستش داری دچار اشتباه شد سعی کن مرد باشی و تنهاش نذاری حتی اگه کسی رو به تو ترجیح داده باشه قلب تو رو شکسته باشه واسه بدست آوردن اونی که دوستش داری این قدر خودتو بساز که نیاز به کوچک کردن هیچ رقیبی نداشته باشی .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 23:2 توسط احسان |
|
میلاد مهدی مبارک
آقا جون پس کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 22:38 توسط احسان |
|
|
تقدیم به تو که بهترینی به قطار کاروان ها به عروس آسمان ها به خدای کس ندیده به دو آهوی رمیده به بلندی و به پستی به امیدی که تو هستی من تو را دوست دارم و در خاطرم می مانی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 22:17 توسط احسان |
|
|
من صداقت رااز یکرنگی ابرهای سفید آموختم من وفا را از کبوتران بر شاخه های خشکیده یک درخت آموختم من گذشت زمان رااز چشمان منتظر آموختم من عطش را از چکاوک های خانه همسایه آموختم ومن آموختم هر چه را که می خواهم فقط از معبود یکتا بخواهم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 22:8 توسط احسان |
|
Just for ziaml من از قصه زندگی ام نمی ترسم من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم. ای بهار زندگی ام اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست اکنون که پاهایم توان راه رفتن ندارد برگرد باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده. بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم بدان که قلب من هم شکسته بدان که روحم از همه دردها خسته شده. این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد. پس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 14:54 توسط احسان |
|
|
فرشته آسمونیم بگیر از من این دل یادبودی که تنها لایق این دل تو بودی هزاران خواستنداین دل بگیرند ندادم چون عزیز دل تو بودی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 18:33 توسط احسان |
|
|
این گونه باش شاد اما دلسوز مصمم اما بی خیال متواضع اما سربلند مهربان اما جدی سبز اما بی ریا عاشق اما عاقل انسان اما احسان
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 18:27 توسط احسان |
|
|
ziaml من به دو چيز عشق می ورزم؛ يكی تو و ديگری وجود تو به دو چيز اعتقاد دارم؛ يكی تو و ديگری مهر تو در اين جهان دو چيز رو می خواهم؛ يكی تو و ديگری شادی تو! اين جهان را برای دو چيز می خواهم؛ يكی تو و ديگری برای با تو موندن تا هميشه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 18:17 توسط احسان |
|
هر چه کنی بکن ولی
از بر من گذر مکن
یک نگه تو میکشد
تقدیم به تک فرشته آسمونیم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 17:54 توسط احسان |
|
|
یاران به خدا که بی وفایی نکنید با یار جفا دیده جدایی نکنید یا اینکه وفا کنید تا آخر عمر یا اینکه از اول آشنایی نکید
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 19:51 توسط احسان |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 21:25 توسط احسان |
|
|
برای تو توی قلبم دیگه حس تازه ای نیست میون دفتر شعرم غزل و ترانه ای نیست دیگه آرزوی من نیست بودن با تو همیشه برو تا یه روز بدونی هیچ که مثل من نمیشه ما دو تا خط موازی دادی هی قلبمو بازی ولی من دستتو خوندم این دفعه خودت می بازی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 15:13 توسط احسان |
|
|
ü هیچ وقت تا در عمق نگاه کسی عشق رو نبینم سفره ی دلم رو واسش باز نمی کنم ü برای کسی که دوستش دارم همه چیزم رو میدم به جز غرورم ü این فاصله هاست که باعث میشه که قدر یکدیگر بدونیم ü بهترین هدیه خدا به من صبر است ü هرگز از سر غرور به کسی دروغ نمیگم ü به زبانم اجازه نمی دم که قبل از اندیشه ام به راه بیفته ü به زندگی فکر می کنم ولی غصه اش رو نمی خورم ü زندگی مسابقه نیست یه سفره است که در هر گامش ترنم خوش لحظه ها جاریست |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 15:52 توسط احسان |
|
|
برایم نوشت:هیچ وقت عاشق نشو. زیرا که تنها به دنیا آمده ای و تنها از دنیا خواهی رفت. زیرا که عظمت عشق چنان خردو ناچیزت می کند که دیگر حتی صدای استخوانها را هم نخواهی شنید. ولی اگر عاشق شدی تنها یک نفر را دوست بدار، بخند، گریه کن و قدم بردار فقط به خاطر یک نفر که آن هم تویی ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 15:49 توسط احسان |
|
|
امام علی : بگذارید و بگذرید ببینید و دل نبندید چشم بیندازید و دل نبندید چشم بیندازید دل نبندید که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 15:42 توسط احسان |
|
|
يادمان باشد یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم ز غفلت،من و مایی نکنیم یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم ![]() ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 15:34 توسط احسان |
|
|
پشت این پنجره ها دل میگیره غم وغصه ی دل رو تو میدونی وقتی از بخت خودم حرف می نم چشام اشک بارون میشه تو می دونی عمریه غم تو دلم زندونیه دل من زندون داره تو می دونی هر چی بهش میگم تو آزادی دیگه میگه من دوست دارم تو می دونی می خوام امشب با خودم شکوه کنم شکوه های دلم رو تو می دونی بگم ای خدا چرا بختم سیاست بخت من چرا سیاست تو می دونی پنجره بسته میشه شب می رسه چشام آروم میشه تو می دونی ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 23:47 توسط احسان |
|
|
آقا پسرتو رو قرآن به چشمانت بیاموز که هر کسی ارزش دیدن نداره به دستانت بیاموز که هر گلی ارزش چیدن نداره |